ساسوکه

 خلاصه وقایعه جنگ جهانی نیجاها


یه چند وقتی میشد بخیال وبلایگم شدم ولی الان درباره ساسوکه مینوسم
این داستان برگرفته از مانگا ناروتو هستش
بعد از جنگ ساسکه با دانزو ،دانزو خودکشی میکنه
ساسکه بیش از حد از مانگا کیو شارینگانش استفاده میکنه
ناروتو ساکورا و کاکاشی ساسوکه رو پیدا میکنن جنگی بین کاکاشی و ساسوکه در میفته و سوی چشم ساسکه کم میشه وقتی ساسوکه وتوبی فرار میکنن ساسوکه از توبی میخواد که شارینگان برادرشو(ایتاچی) پیوند بزنه وبه مانگا  یکو شارینگان  جاودان به وجود میاد

درحالی که ساسوکه چشم برادرشو پیوند زده به چشم خودش ،توبی جنگی رو راه میندازه
ناروتو چاکرا کیوبی رو میتونه کنترل کنه و به حالت کنترل چاکرا کیوبی در میاد
بعد از این که ساسکه اورچیمارو را میکشه کابوتو بااورچیمارو یک تناسخی پیدا میکنند که کابوتو قدرت اورچیمارو رو دارد
وتوبی هم یه رینگان نگاتو رو به چشم خودش پیون میزنه
توبی با ازمایش های بیولژیکی کلی زتسو سفید درست میکنه
کابوتو هم با تکنیک ادوتنسه تمام بیجو ها و نینیجا های قدرتمند رو زنده میکنه وجنگی بین توبی و دنیا نینجا ها رخ میدهد(حال)


هنوز این جنگ ادامه دارد
....................................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 20:54  توسط سعید اسدی  | 

بازی ناروتو (انلاین)

بازی انلاین ناروتو یه بازی بسیار باحال خفن ناروتویی و..........................

اینم ادرسش

www.naruto-arena.com


+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 17:32  توسط سعید اسدی  | 

داستان سایه سیاه the black shadow

داستان سایه سیاه از بازی naruto ultimate ninja4

naruto shippu=u


 

naruto the black shadow

 

THE BLACK SHADOW

سایه ی سیاه

 

ناروتو شیپودن :ناروتو تعریف میکند...

 

ناروتو : خا...پوش...خا...پوش...!!

جیرایا : هی ناروتو ...

ناروتو زیر یه درخت خوابیده بود..این داستان قبل از ورود ناروتو به کونوها بوده :

ناروتو : ها...!!!

جیرایا :هی ناروتو مثل اینکه خیلی رازنگانو خوب کنترل کردی چون تو خیلی از درختای اینجارو باهاش نابود کردی ..

ناروتو : ها..ها ..آره من خیلی تمرین کردمو خسته شدمو گفتم که یه چرتی بزنم..

جیرایا : خوب تو خیلی پیشرفت کردی ...

جیرایا : خوب پس وقتش رسیده تا به مرحله ی بدی ی آموزشت بپردازیم !!

ناروتو : هان ؟ منظورت چیه ؟

جیرایا :بیا ناروتو اینارو بگیر ..

ناروتو : اینا چین ؟ دست بند و پابند میخوام چیکار ؟

جیرایا : خوب ، اینم بخشی از تمرینته .

ناگهان جیرایا یه جوتسوی قوی به ناروتو وارد کرد و گفت :

میتونی الان تمرینتو شروع کنی !!

ناروتو : منظورت چیه ؟ .........ا..ا...ه...ه...

در همان موقع دست بند و پابندای ناروتو خیلی سنگین شدند و ناروتو به زمین افتاد ...

ناروتو سعی کرد بلند بشه ولی نتونست..

ناروتو : هی ..این .چجور تمرینیه ؟

جیرایا : خوب اگه با اینا تمرین زیاد بکنی دست بندات از رنک سفید به آبی و بعدش به رنگ سبز و زرد در میانو هر وقت به رنگ قرمز دربیان آموزشم به تو تموم میشه و تو اون قدر قوی میشی که بتونی هر مانعی رو نابود کنی ..

ناروتو :ای.. ول ...باشه من سعیمو میکنم ....ولی اینا خیلی ...سنگینن.

جیرایا :هوم...این اطراف یه دهکده هستش ..بیا با هم بریم اونجا...

ناروتو : باشه ...!!

پس از چند دقیقه ناروتو و جیرایا به دهکده رسیدند ...

جیرایا :هی ناروتو !!چرا اینقدر عجله میکنی ؟

ناروتو : آخه میخوم هر چی زود تر تمرینمو شروع کنم..!!

جیرایا : هی وایسا...

ناروتو :هی..چی شده ؟

جیرایا :اونجا چه خبره ؟ همه ی مردم اونجا جمع شدن !!

ناروتو و جیرایا اونجا رفتند و در مقابل خودشون یه غار تاریکو و بزرگ دیدند و یه عالمه مردم ...و یه دختر کوچک که جلوی غر ایستاده بود...

ناروتو از یکی از افراد پرسید که چه خبره ؟

و فرد جواب داد :اون دختر قصد داره بره تو اون قار ...

ناروتو :خوب ..مگه تو اون غار چیه ؟

فرد:مردم میگن که هر نینجا یی که اونجا رفته دیگه از اونجا برنگشته ..دلیلشم به خاطر یه موجود شرور اون تویه به اسم سایه ی سیاه ...!!

ناروتو :ه..؟؟؟مگه اون دیوانه شده ؟

در همان موقع که دختر داشت میرفت توی غار ناروتو رفت جلوشو گفت :

مگه تو دیوانه شدی ؟اگه بری اون تو دیگه زنده برنمی گردی !!

آیو (دختری که میخواست بره تو غار ):من برای خودم یه هدف دارم ...پس سعی نکن بیای تو مسیرمو جلومو بگیری ...!!

ناروتو ...یاد حرف ساسوکه افتاد که وقتی کونوهارو ترک میکرد ...

به دین ترتیب ..عقب رفت ...و آیو به درون غار رفت ..

و تمام مردم از اونجا رفتند ..و   ..فقط یکی از توی اون جمع باقی موند که سرفه میکرد...

ناروتو :شما کی هستید ؟

اون زن به سختی حرف میزد..و در حال سرفه گفت :

من مادر آیو هستم ..جلوشو نگیر...!!

ناروتو : نگنه زده به سرت ؟

جیرایا :هی...یکم ادب داشته باش ..

مادر آیو :اون...یه هدف داره و کسی هم نمیتونه جلوشو بگیره ..اون معتقده که .

سرنوشت میگه که باید بره اون تو ...اون این کارو برای آبادی دهمون میکنه ...

ناروتو :من میرم به دمبالشو نمیزارم که اون بره ...

جیرایا :ناروتو....!!نرو ....!!

و ناروتو هم به درون غار رفت ..

ناروتو :وای ...اینجا چقدر تاریکه !!!

اون دختره کجاست ؟

در همون موقع یه صدایی آمد ...

؟:او....او...ه....

ناروتو :شماها کی هستید ..؟هان ؟اونا باید همون نینجاهایی باشن که از غار بیرون نیامدن ...

؟ : تو هم میمیری..مرگ..........مرگ......!!!

ناروتو :شما ها رو نابود میکنم .....

بعد از چند دقیقه :

ناروتو :ه...ه..ه...همه رو کشتم...حالا آیو کجاست ؟

ناروتو دوید و دوید و همینطوری صدا میزد : آیو ....آیو ...

در همون موقع آیو رو دید که با خودش حرف میزد :

آیو : اه...کار نمیکنه ..

آیو یه قطعه چوب در دستش داشت و بهش نگاه میکرد ..

ناروتو آهسته به جلو رفت که ناگهان از زیر پای آیو یه سایه به طرف ناروتو رفت و به یه موجود ترسناک تبدیل شد ..!!

آیو با دیدن سایه ی سیاه ترسید و جیق زد ...ولی به راهش ادامه داد ..

سایه ی سیاه :ه..ه...جلو نیا ...وگرنه میمیری ...!!

ناروتو : من یه قولی دادم و بهش عمل میکنم ..من آیو رو از اینجا بیرون میارم ...

در همون موقع .. سایه ی سیاه ....تعدادی نینجای مرده رو احظار کرد و سپس یه دیوار کیریستالی را درست کرد و جلوی راه را بین ناروتو و آیو بست ..

ناروتو : آیو ....

سپس سایه ی سیاه رفت ..

و ناروتو مجبور شد تا با نینجاها بجنگد ..

تعداد آنها زیاد بود و ناروتو با سختی فراوان با آنها جنگید آنقدر جنگید تا دست بندش قرمز شد ...!!

بعد از یک ساعت ..

ناروتو : ه...همشون مردن ...حالا دست بندم قرمز شده  ....

ناروتو : من باید از این مانع کریستالی عبور کنم ...

ناگهان به حرف های جیرایا فکر کرد :

جیرایا : خوب اگه با اینا تمرین زیاد بکنی دست بندات از رنک سفید به آبی و بعدش به رنگ سبز و زرد در میانو هر وقت به رنگ قرمز دربیان آموزشم به تو تموم میشه و تو اون قدر قوی میشی که بتونی هر مانعی رو نابود کنی ..

ناروتو : آره ...دست بندام الان قرمزن پس من میتونم همه چیزارو با رازنگانم نابود کنم ..آره ..

ناروتو :رازنگا.........ن.........

naruto the black shadow

ه.؟؟؟

چرا دیواره نابود نشد؟

ناروتو عصبانی و ناراحت شد و برا زمین افتاد ...

ه...؟ من که قوی هستم .پس چرا ...؟؟؟

باید برگردم پیش جیرایا ....

ناروتو از غار به بیرون آمد .  ..

ناروتو : عجب غار تاریکی بود !!

ناروتو : وای .نه.......جیرایا کجاست ..؟مادر آیو ...کجاست ؟

ناروتو ..وارد دهکده شد و جیرایارو دید ...

ناروتو :هی ...هی...

جیرایا :هی ناروتو ...؟آِو کجاست ؟

و ناروتو جریان سایه ی سیاه و دیوار نابود نشدنی رو برای جیرایا تعریف کرد ..

جیرایا : هم ..؟؟؟تو باید اول مادر آیو رو پیدا کنیم ...که بفهمیم جریان چیه ؟

جیرایا : من میرم دمبالش تو هم بگرد ..

ناروتو : باشه ..

سپس جیرایا رفت ..

ناروتو ...از یکی از افراد دهکده پرسید :سلا م ..شما مادر آیو رو ندید ؟

_ : نه ؟؟؟!!

naruto the black shadow

ناروتو از همه ی اهالی ده سوال کرد و لی کسی نمدونست که مادر آیو کجا رفته ...

naruto the black shadow

ناگهان دختری جلو اومد ...

دختر : شنیدم که دمبال مادر آیو میگردی ؟!

ناروتو : آره ...تو .تو .میدونی اون کجاست ....

دختر : آره ..میدونم اون اسمش سوباکی هستش اون تو این ده زندگی میکرد ولی به خاطر بیماریش میخواست یه جای تنها زندگی کنه پس  با آیو  به دشت دلتسیون delatsion رفته ..اون الان یه کلبه ی کوچک اونجا داره ...الانم باید اونجا باشه .

نارو به دشت رفت و همه جارو گشته ناگهان کلبه  ی کوچکی رو دید و سریع به اونجا رفت ....

در همونجا ناروتو مادر آیو رو دید ...

ناروتو : هی ...منو یادت میاد ؟

تسوباکی :(سرفه کرد ) آره تو همون پسری بودی که میخواستی آیو رو نجات بدی ..

ناروتو : آخه تو چه مادری هستی ؟ راحت داری رفتنه دخترتو تو اون غار تماشا میکنی و حتی از این کار منعشم نکردی ؟

در همون موقع جیرایا میاد ..

جیرایا : بسه ناروتو ...!!

ناروتو : تو اینجایی ...

ناروتو : چطوری میتونم ساکت باشم ...

جیرایا : تسوباکی دلایل خودشو داره !!

ناروتو : .....کدوم دلایل ؟؟؟؟؟

جیرایا : اون خیلی بیماره و نمیتونه از جاش تکون بخوره براش خوب نیست پس بهترین کار همینه که امیدوار باشه که دخترش برمیگرده ...

جیرایا : تو راه من کلی ...اطلاعات جمع کردم ...

_: ناروتو ، تو اون درخت قطع شده که جلوی غاره رو دیدی؟

ناروتو : آره ..

جیرایا : این درخت اسمش درخت زندگی که قبل از اینکه این ده ساخته بشه وجود داش ....وقتی درخت زندگی اونجا بود سایه ی سیاه قدرتی نداشت پس درختو نابود کرد ...تا بتونه به قدرتش برسه ...

ناروتو : حالا این چه ربطی به آیو داره ؟

جیرایا :برای اینکه سایه ی سیاه بره و دهکده دوباره به شکوه قبلی دست پیدا کنه باید یه برگ از درخت زندگی رو پیدا کرد ..

جیرایا : همه احتمال میدن که قسمتی از درخت باید تو غار باشه ...

ناروتو : پس یعنی اینکه آیو میگفت که سرنوشتمه دروغ بود ؟اون میخواست یه قسمتی از درختو پیدا کنه ؟

جیرایا : باید همین دلیلش باشه ...

تسوباکی تعجب کرد وناگهان شروع به سرفه کرد و به زمین افتاد ...

ناروتو و جیرایا :سوباکی.....!!

جیرایا : ناروتو تو باید هر چی سریع تر آیو رو نجات بدی ...

پس یه جوتسو ی دیگر به ناروتو زد و دست بند ها باز شدند ...

ناروتو : آخیش....حالا خیلی احساس سبکی میکنم ....

جیرایا : حالا برو ...من اینجا مراقب سوباکی میمونم ...

ناروتو داشت میرفت ..

سوباکی : (سرفه )ناروتو بیا اینو بگیر....

سوباکی به ناروتو یه گردن بند دادا !!

سوباکی : اینو بده به آیو این گردن بند اجدادی ما هستش این میتونه سایه ...رو نابود کنه ....

ناروتو گردنبند رو ازش گرفت ...

ناروتو : باشه ...

و سریع رفت ...

ناروتو به غار رسید ..

ناروتو : این دفعه ....این دفعه نجاتت میدم ...منتظرم باش آیو.....

ناروتو وارد غار شد و دوباره به سمت دیوار کریستالی رفت ....

ناروتو : حالا تو برای من هیچ رقابتی نیستی...

ناروتو : رازنگا...ن.....................

دیوار نابود شد...!!

ناروتو : من....تونستم....من....

ناروتو با سرعت به سمت غار رفت که ناگهان آیو رو تو راه دید .....!!

ناروتو : آیو ....................!!!

آیو به ناروتو نگاه کرد ...

آیو : تویی که دوباره ...؟ از کجا اسممو میدونی ؟

ناروتو : این تنها چیزی نیست که من درموردت میدونم ....

ناروتو : من تازه فهمیدم که تو میخوای یه برگ از درخت زندگی رو پیدا کنی ....آخه چرا ؟

آیو : تو نمیتونی منو درک کنی ...

آیو : چند سال پیش ...پدرم میخواس مثل من برگ رو پیدا کنه وقتی که به غار رفت دیگه برنگشت ....مادرمم مریض شد ..من به خاطر اونا باید این کارو بکنم ...

ناروتو :.............................

ناروتو دستش رو رو سر آیو گذاشت ...آیو گریه کرد...و ناروتو رو بغل کرد .....

ناروتو : تو باید بری پیش مادرت اون نگرانته......من راه سختی رو که تو رفتی رو ادامه میدم واون برگو برات میارم ....تو برگرد خونه ...

آیو :..........ناروتو..................

ناروتو : اوه ..راستی مادرت بهم گفت که این گردنبندو بهت بدم .....

آیو :ممنون ( و گردنبندو گردن کرد )

بعد ناروتو رفت .....

ناروتو به انتهای غار رسید ..که ناگهان اشباح سیاه (نینجاهای مرده ) بهش حمله کردند ..ناروتو با آنها مبارزه کرد و آنا رو گشت ...

وقتی که همشونو نابود کرد ......سایه ی سیاه آمد و گفت تاحالا هیچ کس منو ندیده ...حالا خودم تو رو نابود میکنم....

ناروتو : عمرا ....

ناگهان همه جا تاریک شد ...و صدا بلندی آمد ...

ناروتو :تو کی هستی ...

سایه ی سیاه به یه گرگ بزرگ که دو تا پوزه داشت تبدیل شد و به ناروتو حمله کرد...

جنگ سختی بود ...

ناروتو : اه...........ه....چرا من هر حمله ای میکنم بی اثره ...؟؟؟

سایه ی سیاه : این چهره ی واقعی منه ...من قوی هستم ....

ناروتو همون موقع اومد بهش حمله کنه که ناگهان یه لایه ی سیاه دورش اومد ...

ناروتو : چرا من نمیتونم تکون بخورم ...؟؟

ناروتو نمیتونست حمله کنه و تکون بخوره ...

سایه ی سیاه : کارت تمومه ....ها................

ناگهان که سنگی به سر سایه خورد سایه به اطرافش نگاه کرد و دید که آیو بهش سنگ پرت میکنه ....!

ناروتو : آیو...!!تو اینجا چیکار میکنی مگه بهت نگفتم که نیا ؟؟؟

آیو : منم باهات میجنگم ....

ناروتو : ؟؟؟؟

سایه : آیو .................

در همون موقع لایه ی سیاه از ناروتو جدا شد ....

سایه به آیو حمله کرد ....

آیو: نه ......

ناروتو به سمت آیو دوید و سایه ناروتو رو زد و ناروتو و آیو به زمین پرتاب شدند .....

گردنبند آیو به زمین افتاد و شکسته شد و درونش مقداری گل برگ بود ....

آیو : حالت خوبه ناروتو ؟؟؟

ناروتو : آره.........

سایه عصبانی شد و اومد که به ناروتو و آیو حمله کند ...........

ناروتو و آیو :نه........................

ناگهان گلبرگ ها به دورو اطراف ناروتو و آیو چرخیدند ....

ناروتو که چشمانشو بسته بود باز کرد و دید که سایه بهش حمله نکرده....

سایه :....ه...این گلبرگا ...از کجا اومدن ...اه....دور شید .....دورشید ...

آیو : ؟؟؟این باید همون گلبرگای درخت زندگی باشه...

ناروتو : آره ..مردم مگن که سایه وقتی گلبرگا رو ببینه ضعیف میشه ....

ناروتو بلد شد و ...

ناروتو : من اید سایه رو نابود کنم ...

ناگهان چشمان نارو قرمز شد .....

سایه :این انسان ...!!!

ناروتو ...به سایه حمله کرد و =پس از جنگی سخت .......توانست سایه رو شکست بده ...ناروتو ....خسته شد ..

سایه : نه...نه......

سایه به زمین افتاد و سپس درخت زندگی دوباره رشد کرد و همه ی ده رو آباد کرد ناروتو به زمین افتاد .

ناروتو :ما تونستبم ...آیو ...

آیو : ممنون ناروتو ..

ناگهان یه برگ سبزی از آسمان به دست آیو افتاد ...

آیو : ناروتو نگاه کن این همون برگی که من دمبالش بودم ...

ناروتو لبخند زد ....

ناروتو : این داستان مال چند ماه پیشه منم چیزی ازش زیاد یادم نمیاد .....

ناروتو چشمانشو باز کرد و دید که تو یه کلبه خوابیده بود ...وقتی بیدار  شد رفت پیش جیرایا ..

ناروتو :ه....احساس میکنم که تا آخر عمرا خوابیدم ...

جیرایا : آره تو خیلی خسته بودی و حدود یه هفته خوابیده بودی ....

ناروتو : .....یه.......هفته .......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جیرایا :این طوری  داد نزن ....

ناروتو : آیو و مادرش حالشون چطوره ....؟؟؟

جیرایا : ......................

ناروتو : من باید خودم برم پیشش .....

ناروتو به کلبه ی سوباکی رسید  و آیو رو دید ....

ناروتو : آیو ....حالت چطوره ..؟؟مادرت کجاست ....

آیو : من حالم خوبه ..ولی مادرم......................

ناروتو : نه....نه...این حقیقت نداره ....

؟؟؟؟؟: هی سلام ناروتو بیدار شدی ....

 

ناروتو :ه....

ناروتو دید که سوباکی و تعجب کرد ....

سوباکی : چیه تعجب کردی انگار یه روح دیدی !!!

آیو :مامان مگه من بهت نگفتم که پیاده روی برات خوب نیست ....

جیرایا اومد ....

جیرایا : نگاهشون کن چقدر خوشحال ..اگه تو نبودی این خنده و لبخندا ...به گریه تبدیل مکیشد ...

ناروتو : ها.ها..ها..................

تسوباکی : ناروتو ممنون ..ممنون ...از اینکه به دخترم کمک کردی ..

ناروتو ..هی...هی...

جیرایا : خوب ، دیگه وقت رفتنه ..

ناروتو : چی الان ؟

سوباکی : نه اینجا بمینید میخوام غذا درست کنم ..

آیو : آره نمیتونید یه چند روز بمونید ؟

جیریا :باشه برای یه روز دیگه ممنون ....خوب ناروتو بیا بریم ...

آیو : هی ناروتو ،،، قول بده که دوباره برگردیا ...تو که میدنی که باید سر قولت باشی ...

ناروتو : باشه من دوباره میام خیالت راحت ...

آیو و سوباکی : ممنون ،خداحافظ...

ناروتو یه نگاهی به اون دو کرد و سرش رو تکون داد و رفت ....

ناروتو : وقت تمرینه ....

خلاصه روز ها گذشت و بعد ها ناروتو به کونوها برگشت ...

 

آیا ناروتو میره دیدنه آیو و سوباکی ؟(فعلا که باید با آکاتسوکی بجنگه تا بعد )

 

The end

منبع:ناروتو RN

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 17:48  توسط سعید اسدی  | 

شوخی با ناروتو و...

sasuke & dradonball

sakura is gangester

sasuke-chidorinaruto kakashi sasuke

kakashi

sasuke-fire-naruto-food

naruto &...

naruto &...2

sasuke & sasuke

sasuke:itachi is gay

sasuke fireballsasuke

sasuke vs itachisasuke manster

konoha

naruto and sasuke_dragonball

naruto and spiderman

naruto.sasuke.sakura

sasuke

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 16:42  توسط سعید اسدی  | 

مبارزه بین ساسوکه و ایتاچی

sasuke vs itachi
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 15:42  توسط سعید اسدی  | 

بالاخره خریدمش...

naruto st1

اندازه کامل و کیفیت بالا

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....!

بالاخره بعد از اندی من سری اول ناروتو رو پیدا کردم...

خوب چه کنم از دنیا عقبم دیگه...

هرکی خواست من اینو با قیمت مناسب میفروشم.همراه فیلم سینمایی سفربه سرزمین ماه و نجات شاهزاده برفی...

قیمت سری سریال ۸۰۰۰تومنه ۸دی وی دی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 15:6  توسط سعید اسدی  | 

معرفی سایت های دیگر

   سلام خوبی خوبم

امروز گفتم یه سری دوست جدید وبلاگ نویس ناروتویی معرفی کنم...

ناروتوRN

 http://www.narutopersian.blogfa.com

.:sasuke uchiha:.

http://www.sasukeuchiha.blogfa.com/

naruto uzomaki

http://www.kibanaruto.blogfa.com/

ناروتو ایران

http://www.narutoiran.blogfa.com/

آخ آخ آخ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 این یکی یادم رفت

دانلود ناروتو و اطلاعاتی درباره ی ناروتو

http://www.narutoclub.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 14:54  توسط سعید اسدی  | 

عنصر شما چیست؟؟؟

سلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این پست نشونتون میده که عنصری که به شخصیت شما میخوره چیه.

فقط کافیه به سوالات جواب بدین.

باید به سوالاتی مثل:

به نظرتون چه عنصری قویتره؟

چه نوع نینجایی هستید؟؟

یا

اگر نینجا بودین چه جور نینجایی بودین؟

و

.......

چواب بدین!!!

مال من شد برق!!!!!!!!!!

chidiri

chidori

عنصر شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منبع:http://narutoclub.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 12:23  توسط سعید اسدی  | 

ناروتو:محافظت از پادشاه سرزمین ماه

محافظت ازپادشاه سرزمین ماه

   این فیلم از قدیمی ترین فیلم های سینمایی ناروتو بوده که تعداد کمی ای ن DVDرو دارن !

یو ها ها ها... .منم دارمش دلتون بسوزه یو ها ها ها.


   برای این پست میخواهم داستان این فیلم رو براتون بزنم که برین واسه بچه محلاتون تعریف کنید!

   داستانش خیلی قشنگه.ولی حیف که ساسوکه توش نیست.

آخه راک لی جاشو گرفته!!!!!!!!!!!!!!!!

نمیخاممممممممممممم

من ساسوکه میخواممممممممم

ولی اشکال نداره هم هیجانش خیلی بالاست هم ناروتو توش خوب وحشی میشه.

اینم عکس روجلدش:

ناروتو:محافظت از پادشاه سرزمین ماهناروتو:محافظت ازپادشاه سرزمین ماه

برای خوندن داستان روی داستان کیلیک کنید:

داستان

(((اگر بخواهید من پست فروششم براتون می زارم!!!)))


کلمات کلیدیفیلم ناروتو.سرزمین ماه.dvd.ساسوکه.کارتون ناروتو.انیمه.انمیشن.فیلم قدیمی.فیلم کمیاب.کارتون.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 12:37  توسط سعید اسدی  | 

کاراکتر ساسوکه

ساسوکه پنچمین شخصیت در افسانه ناروتو است. کیشیموتو در مصاحبه ای با US Shonen Jump افشا کرد که هرگز نمی خواسته است شخصیت ساسوکه را خلق کند.او بعد از مشاوره با ویراستار خود به این نتیجه می رسد که شخصیت مقابل ناروتو اوزوماکی را خلق کند که در نهایت منجر به ساخت شخصیت ساسوکه می شود. در طرح اصلی شخصیت ساسوکه او طلسم هایی را در اطراف گردنش دارد و بندی به دور بازوی او بسته شده است. کیشیموتو توضیح می دهد که خلق شخصیت ساسوکه سخت ترین کار برای او بوده است. اسم ساسوکه از شخصیت افسانه ای ساروتوبی ساسوکه می آید، نیمه دیگر اسم او از دیگر شخصیت داستان یعنی هوکاگه سوم می آید، نام خانوادگی او اوچیها تلفظ دیگر اوچیوا است، که به معنی بادبزن کاغذی است که در واقع علامت خاندان اوچیوا نیز هست.اوچیوا می تواند برای باد زدن آتش استفاده شود تا آتش را گرم تر کند- به این حقیقت اشاره می کند که خاندان اوچیوا دارای جوتسوی آتشین هستند.

 جون مادراتون نظر بدییییییییییییییییییییییییییییییییییین

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:35  توسط سعید اسدی  | 

             

 اگه میخواین اندازه بزرگ عکسو ببینین اینجاکیلیک کنید

               ساسوکه

 

 

سال های اولیه زندگی ساسوکه زیر سایه برادر بزرگ‌ترش ایتاچی اوچیوا می گذرد،که زمان ثابت می کند او نینجای با استعدادی است.به خاطر موفقیت های ایتاچی خاندان اوچیوا او را به عنوان آینده خاندان نگاه می کنند. بزرگ‌ترین پیشنهاد کننده این عقیده پدر ساسوکه، فوگاکا اوچیوا است.با توجه به این دیدگاه ساسوکه آنچه را برای اثبات خود در خانواده لازم است را انجام می دهد، البته هیچ کاری او را در این مرحله موفق نمی کند. ایتاچی که از این تلاش ساسوکه آگاه است سعی می کند تا توجه پدر را به او جلب کند، حتی پیشنهاد می کند که شماری از توانایی نینجاها را به او آموزش دهد. اگرچه ایتاچی موفق می شود که فوگاکا زمان بیشتری را با ساسوکه بگذراند امابیشتر آن زمان نیز به ایتاچی اختصاص می یابدو به هر حال ایتاچی هرگز مطابق قول خود به ساسوکه آموزش نمی دهد. همان طور که زمان می گذرد اعتبار ایتاچی در خاندان شروع به تزلزل می کندو شایستگی او زیر سئوال می رود. در این زمان ایتاچی رابطه ای رقابتی را با ساسوکه آغاز می کند و به ساسوکه حمله می کند تا بر او فائق آید. به خاطر تغییر شخصیت ایتاچی ، فوگاکو علاقه بیشتری برای پیشرفت ساسوکه پیدا می کند و تکنیک گلوله آتشین بزرگ را در مدت زمانی کمتر از آنچه ایتاچی یاد گرفته بود به او می آموزد، که باعث بهبود وضعیت او در خانواده می شود.فوکاگو آشکارا ساسوکه را تشویق می کند که جاپای ایتاچی نگذارد، به این ترتیب نابغه سابق خاندان اعتماد پدر را از دست می دهد. بعد از این که ساسوکه میل و اشتیاق پدر به خود را کسب می کند، یک شب که دیر به خانه برمی گردد می بیند که همه اعضای خانواده اش کشته شده اند. بعد از اینکه ایتاچی را بالای سر پدر و مادرش می بیند متوجه می شود که او عامل اصلی مرگ والدینش است. ایتاچی به ساسوکه می گوید که ارزش کشتن ندارد و سپس در سیاهی شب ناپدید می شود. از آن پس ساسوکه مانند یک یتیم زندگی می کند، در حسرت والدین از دست رفته اش. بعد از نابودی خانواده تنها هدف ساسوکه این می شود که به هر نحو ممکن قدرتی به دست بیاورد تا برای انتقام ایتاچی را بکشد.

 

 

در ابتدای مجموعه آرزوی ساسوکه قویتر شدن است که عامل غلبه در روابط با دیگران و پیروزی بر آن هاست. به این خاطر او در ابتدا نسبت به مفاهیم اجتماعی بودن در کنار هم تیمی هایش و دخترانی که سعی در جلب مهر او دارند بی تفاوت است.از این رو ساسوکه برای خوب انجام دادن مامورت ها علاقه ای به کار با ناروتو و یا ساکورا ندارد و فکر می کند او بسیار با استعدادتر از آن هاست که بخواهد با آن ها کار کند و کار با آن ها تنها او را ضعیف تر می کند.اگرچه، بعد از سه ماموریت ساسوکه تلاش می کند که به خود بفهماند این برداشت ها نادرست هستند: ساکورا منبع بزرگی از اطلاعات است و ناروتو یک دوست موثر و مشوق قوی تر شدن است. در نتیجه این الهامات ساسوکه تلاش می کند که اهمیت بیشتری را از اولین ملاقاتش به هم تیمی هایش بدهد.در حالی که تلاش می کند این الهامات را رد کند،علاقه او برای به خطر انداختن زندگی اش برای کمک به آن ها به حدی که حتی شانسی برای انتقام از ایتاچی باقی نماند کم کم ظهور می یابد. در طول دومین مرحله امتحان چونین اوریچیمارو با مشاهده برتری زندگی هم تیمی ها برای ساسوکه متوجه این تغییر آرمان ها می شود.اوریچیمارو که به هوس ساسوکه برای انتقام نیاز دارد، داغ نفرین آسمانی را بر او می زند تا او با چشیدن طعم قدرت او را به راه انتقام بازگرداند. اگرچه کاکاشی آنچه را برای ضعیف کردن نفرین لازم است انجام می دهد، نشان را کم اثر می کند و مفهوم صحیح قدرت را به او نشان می دهد اما ساسوکه تلاش می کند قدرت هایی که به او نشان می دهد را بفهمد.برای آزمایش قدرت جدید ساسوکه تلاش می کند تا رقیبی جدید را بیابد که با او مبارزه کند، با این باور که هر پیروزی که به دست می آورد او را به قدرت بیشتر رهنمون می کند.به هر حال ناروتو که ساسوکه او را شخصی با مهارت های اندک می داند برتری خود در توانایی ها را بر او ادامه می دهد و این باعث ایجاد حسادت در ساسوکه می شود. سرانجام ساسوکه تصمیم می گیرد که کونوا را ترک کند و به دنبال اوریچیمارو برود تا قدرت بیشتری کسب کند.ناروتو براب متوقف کردن ساسوکه فرستاده می شود تا مانع خروج او از کشور شود، در نهایت او را می گیرد و به او التماس می کند که نرود. ساسوکه باور دارد که ناروتو صمیمی ترین دوست اوست ولی در عوض تصمیم می گیرد که آخرین نصیحت ایتاچی را اجرا کند:برای دست یابی به Mangekyo Sharingan (مانگکیو شارینگان) که به نظر قدرت نهایی خاندان اوچیواست بهترین دوست باید کشته شود، بنابراین ساسوکه تلاش می کند تا ناروتو را بکشد. ناروتو نمی خواهد ساسوکه برود برای همین با همان اشتیاق با ساسوکه می جنگد تا او را شکست داده و به خانه برگرداند.جنگ این گونه است که ساسوکه در ابتدا با تکنیک چیدوری به ناروتو حمله می کند در حالی که ناروتو با رازنگان خود نمی تواند ساسوکه را بزند و تنها هدبند او را خراش می دهد( به دنبال این حرف ساسوکه که او حتی نمی تواند هدبند او را بخراشد). در هنگامی که ناروتو بی حال به زمین می افتد ساسوکه تصمیم می گیرد او را بکشد اما می فهمد این همان چیزی است که ایتاچی می خواهد و این گونه از کشتن ناروتو صرف نظر می کند.سپس به سمت اوریچیمارو می رود تا آنچه از قدرت لازم است که به دست بیاورد حاصل کند. در بخش دوم نیز شاهد تغییر شخصیت او می شویم.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 3:46  توسط سعید اسدی  | 

 



Copying Wheel Eye=چرخ گپی گر چشم
این توانایی در اصل متعلق به قوم Uchia بوده و دو حالت معمولي و پيشرفته داره :
-- حالت معمولي (توی عکس بالا 3تای اولی از سمت راست):
در این حالت شخص میتونه حرکات حریفش رو حدس بزنه. هر چی تعداد نقاط ویرگول مانند دور چشم هم بیشتر بشه ابن توانایی قوبتر میشه تااونجا که وجود 3نقطه دور چشم توانایی پیش بینی(فراتر از حدس زدن) حرکات و تکنیکها رو به فرد میده مثل تکنیک Copy Ninja کاکاشی و یا مبارزه ساسوکه با ناروتو--(دقیقا به همین دلیل ساسوکه در مبارزه با لی(Lee) شکست خورد چون اون موقع فقط 2تا نقطه تو چشماش داشت پس نمیتونست حرکات بسیار سریع لی رو حدس بزنه)
همچنین وجود 3نقطه دور چشم به Uchia ها توانایی انجام genjutsu و هیپنوتیزم با نگاه کردن در چشمان حریف رو میده.در ضمن این توانایی برای برگرداندن genjutsu اجرا شده حریف به خودش استفاده میشه بدون اینکه نیاز به حرکات دست(HandSeal) داشته باشه.(همون کاری که Itachi با genjutsu اجرا شده کورنای(استاد هیناتا) کرد)

-- و اما حالت پيشرفته که اسمش (مانگیکیو شارینگان) Mangekyo Sharingan هست
(توی عکس بالا 3تای اولی از سمت چپ) :
بوسیله این تکنیک میشه 3 جوتسو بسیار قوی رو اجرا کرد :

1) Tsukuyomi(خدای ماه درمذهب شینتو)
تسوکویامی (Moon Reader=ماه بین{فالگیر ماه-اگر کسی معنی بهتری بلده بگه-} ) . یک نوع genjutsu بسیار قوی با برد نزدیک (0m ~ 5m)و بدون نیاز به حرکات دست(HandSeal) هست که توسط اون فرد حریفش رو به یک دنیای غیر واقعی که کنترلش دست خودشه می بره و شکنجه های روحی وحشتناکی به قربانیش میده .هر ثانیه دنیای واقعی میتونه چند روز دردناک برای شخص قربانی در اون دنیا باشه . برای همین به شخص اجرا کننده فشار فراوانی وارد می کنه.ضمنا تنها کسانی که از نژاد Uchia هستند میتونن در برابر این تکنیک از خودشون دفاع کنند البته منظور کسانی از قوم هست که دارای مانگیکیو شارینگان ویا تسلط کامل درحالت 3ویرگول دور چشم باشن.(دقیقا به همین دلیل کاکاشی نتونست در برابر این تکنیک Itachi مقاومت کنه- چون در قبیله Uchia متولد نشده بود-)

2) Amaterasu(خدای خورشید درمذهب شینتو)
آماتراسو (Heavenly Illumination=اشعه آسمانی) یک نوع Ninjutsu بسیار قوی با برد نزدیک (0m ~ 5m)که فرد می تونه هر چیزی رو با آتش سیاه رنگی که از چشمش خارج میشه بسوزونه و سوراخ کنه که 7 روز و 7 شب میسوزه و برای خاموش کردنش باید از طلسم خاصی استفاده کرد(جیرایا استاد ناروتو راهشو بلده) و چاکرای بسیار زیادی هم مصرف میشه (واسه همینه Itachi بعد از استفاده از این تکنیک در روبرویی با جیرایا فرار میکنه-تازه قبلش هم genjutsu روی ساسوکه استفاده کرده بود)
***البته من جایی خوندم که با ابن تکنیک میشه هر چيزي رو از يه بعد مكاني به بعد ديگه تله پورت كرد درست یا غلط نمیدونم.
***بنظر میرسه چاکرایی که ساسوکه در تکنیک Chidori(تکنیکی که کاکاشی بهش یاد داد- شبیه جریان الکتریسیته-) در مبارزه با
ناروتو در حالت Level 2 (مرحله2) از Cursed Seal (طلسم اوروشيمارو روی گردن ساسوکه) استفاده کرد از این تکنیک
باشه اگرچه هنوز مانگیکیو شارینگانش فعال نشده ولی احتمالا طلسم اوروشيمارو بهش کمک میکنه.

3) Susanoo(خدای دریا و توفان درمذهب شینتو)
سوسانو(Implosion=انفجار درونی) یک Ninjutsu بسیار قوی با برد زیاد(10m+) هست.در ابتدا فرد با حرکات دست(HandSeal) سه ویرگول شارینگان معمولی رو به مانگیکوشارینگان تغییر میده(توی عکس بالا اولی از سمت چپ) بعد روی نقطه ای از هدف متمرکز میشه.ناحیه مورد تمرکزاز درون شروع به تاب برداشتن و از هم پاشیدن میکنه تا جایی که اون ناحیه سریعا رو به نابودی میره.اساساً اینطور بنظر میرسه که این تکنیک ناحیه مورد تمرکز رو به جای دیگه ای انتقال میده. این تکنیک فشار زیادی رو به شخص اجرا کننده وارد میکنه و چاکرای بسیار زیادی هم مصرف میشه.(در حال حاضر فقط کاکاشی این قدرت رو داره)persiantools.com

 

 

 

        نام : اوچیها ساسوکه (Uchiha Sasuke)
کشور : کشور آتش – شهر پنهان برگ (Hidden Leaf Village)
سن : 13 قد :153.2 سانتیمتر وزن :43.5 کیلوگرم
تاریخ تولد : 23 جولای
گروه خونی : AB
اولین مشاهده : مانگا : چپتر 003 – انیمه قسمت : 001
روابط : هارونو ساکورا – هاتاکه کاکاشی – اوزوماکی ناروتو – اوچیها ایتاچی - اوروچیمارو

از نظر شخصیت ساسوکه خیلی شبیه شینو هست ، خیلی کم حرف میزند و ترجیح میدهد عمل کند تا حرف بزند. مثل شینو بندرت خونسردی خود را از دست میدهد و وقتی از کوره در میرود ، برای این کار دلیل خوبی دارد درست برعکس ساکورا که معمولا گریه میکند و میترسد. معمولا خیلی کم میخندد و لبخند میزند. ساسوکه سومین نفر گروه سه نفره متشکل از هارونو ساکورا که دیوانه وار عاشق ساسوکه هست و اوزوماکی ناروتو که میخواهد بزرگترین رقیبش باشد ولی ساسوکه او را نامناسب میداند ولی بعدا بهترین دوستش میشود. ساسوکه متخصص جنگی تیم است و او کسی است که بیشترین نقش را در اجرای نقشه ها دارد. بجای اینکه بر دور ماندن از دشمن فکر کند ، در فکر بدست آوردن استراتژی خوب برای حمله بدشمن می باشد. ترجیح میدهد تا به جنگ دشمنان قوی برود در حالی که میداند فقط دشمنان قوی او را در قویتر شدن از برادرش کمک میکنند تا بتواند انتقامش را بگیرد.

گذشته ساسوکه غم انگیزتر از دیگر کاراکترهای سری است با تنها نقطه قوت اینکه او عضو قوم اوچیها است که به همین خاطر دارای نیروهای مخصوص و توانایی های خارق العاده میباشد. او همانند دیگر بچه ها در کونوها زندگی می کرد. او جوانترین فرزند خانواده بود. پدرش فرمانده نیروهای پلیس کونوها بود و همیشه کمی از ساسوکه دور میماند. احتمالا بخاطر اینکه تمرکزش را روی پسر بزرگترش ایتاچی که افتخار قوم بود معطوف کرده بود. مادرش خانه دار بود ، همانطور که گفتیم ایتاچی افتخار قوم اوچیها بود، او آکادمی رو فقط در یک سال در سن 7 سالگی تمام کرد. یک سال بعد در سن 8 سالگی توانست بلادلاین پیشرفته قوم اوچیها رو که شارینگان باشه ، فعال کنه ، چیزی که در آن سن واقعا یه استثناء بود و با فعال شدن شارینگانش پله های ترقی را بسرعت طی کرد تا جایی که در سن 10 سالگی چونین(Chuunin) شد و بعدا در سن 13 سالگی توانست جونین و رئیس گروه آنبو شود. برای بدست آوردن مانگکیو شارینگان بهترین دوستش را کشت. و سپس کل اعضای قومش را از بین برد بغیر از ساسوکه چون میخواست ساسوکه همانند او شود و یا شاید نمیخواست بخاطر از بین بردن قومش احساس گناه کند. بعد از آن شب ساسوکه دیگر همان ساسوکه قبلی که بازی میکرد و لبخند میزد نبود. او ساکت و منزوی شد. او فقط روی یک هدف متمرکز بود : انتقام خون پدر و مادرش و کشتن برادرش. تنها افرادی توانستند از راز دلش با خبر شوند هارونو ساکورا ، اوزوماکی ناروتو و استادش هاتاکه کاکاشی بودند چون تنها کسانی بودند که واقعا میتوانستند او را درک کنند.


روش جنگ ساسوکه بسیار قوی ، متنوع و نتعلق به خودش بود. که بعد از شارینگان روش جنگیش تبدیل به ترکیبی از تایجوتسوی بسیار قوی و سریع همراه با تکنیک "عنصر آتش : گلوله آتشی بزرگ" (Katon : Goukakyuu no Jutsu) و کمی استفاده خوب از شوریکن شد. بعد از یادگیری چگونگی استفاده شارینگان قوی تر و قویتر شد. روش جنگیش بعد تمرین با کاکاشی استفاده از حرکات بسیار سریع و ترکیب ان با تایجوتسو و نینجوتسو ، بیشتر نینجوتسو های ساسوکه از عنصر آتشند ولی بعد یادگیری تکنیک چیدوری و ترکیب آن با قابلیتهای شارینگان او را به دشمنی سرسخت مبدل کرد زیرا که او میتوانست هر تکنیکی را که ببیند یاد بگیردو بغی از آن ساسوکه میتوانست از مهر نفرین (Cursed Seal) برای افزایش چاکرا و قدرتش استفاده کند ولی استفاده از ان نیز خطرات بخود زا دارد زیرا که استفاده بیش از حد از ان باعث از بین رفتن بدن فرد میشود. اطلاعات در مورد روش جنگ او بعد از تمرین با اوروچیمارو کماکان نامعلوم است

 نام : اوچیها ایتاچی (Uchiha Itachi)
کشور : کشور آتش – شهر پنهان برگ (Hidden Leaf Village)
سن : 18 قد : 175.2 سانتیمتر وزن : 57.1 کیلوگرم
تاریخ تولد : 9 ژوئن
گروه خونی : AB
اولین مشاهده : مانگا : چپتر 139 – انیمه قسمت : 80
روابط : اوچیها ساسکه (Uchiha Sasuke) – هوشیکاگه کیسامه (Hoshigaki Kisame)

هیچ کاراکتری در انیمه ناروتو شخصیت پیچیده تری از ایتاچی ندارد. او یجورایی تو دنیای خودش تنهاست هیچکس تا حالا اونقدر بهش نزدیک نشده که هدف واقعی اورو بفهمه. ما میدونیم که اون یکی از اعصای گروه آکاتسوکی هست و ظاهرا بین میسینگ-نینها (Missing-Nin)(نینجا هایی که شهر خود را ترک کرده باشند.) از مقام و احترام بالایی برخوردار است. هدفش(اگه با هدف بقیه اعضای گروه آکاتسوکی یکی باشه) اینه که تمامی بیجو ها رو جمعاوری کنند چه شوکاکوی گارا و چه کیوبی ناروتو. ایتاچی فرد تنهایی بود. بیشتر وقتشو صرف تمرین در جنگل یا انجام ماموریت برای آنبو(ANBU)(گروهی که ماموریت دفاع از شهرهای پنهان را دارند – چه دفاع از شهر در برابر دشمن و چه از بین بردن میسینگ-نین ها) و نیروی پلیس کونوها. اتاچی دوستی بنام اوچیها شیسوی(Uchiha Shisui) داشته که ظاهرا فقط بخاطر بدست آوردن مانگکیو شارینگان(Mangekyuu Sharingan) (شارینگان پیشرفته) بود.

گرچه ایتاچی اینگونه شد ولی اون هرچیزی رو که برای یک نینجای خوب شدن لازم بود رو داشت. بسیار با استعداد ، او بالاتر از انتظارات ظاهر شد ، او بهترین تازه کار بود و آکادمی رو فقط در یک سال در سن 7 سالگی تمام کرد. یک سال بعد در سن 8 سالگی توانست بلادلاین پیشرفته قوم اوچیها رو که شارینگان باشه ، فعال کنه ، چیزی که در آن سن واقعا یه استثناء بود. حتی برادرش ساسکه شارینگانش رو در سن 12 سالگی فعال کرده بود. با فعال شدن شارینگانش پله های ترقی را بسرعت طی کرد تا جایی که در سن 10 سالگی چونین(Chuunin) شد و بعدا در سن 13 سالگی توانست جونین و رئیس گروه آنبو شود. خسته از زندگی میان کسانیکه آنها را ضعیف می نامید، تصمیم به آزمایش قدرت خود گرفت ، او کارهای شیطانیش را با کشتن بهترین دوستش اوچیها شیسیو شروع کرد و با این کار به مانگکیو شارینگان دست یافت. مدتی گذشت تا که قدم بعدی ایتاچی برداشته شد و احساس کشتن در اون اوج گرفت.

یک شب در لباس آنبوی خودش ، اخرین کارش را در کونوها شروع کرد. قتل عام کل مردم قوم خودش. او بدن هیچ مشکلی موفق شد. همه افراد را که پدر و مادرش هم جزو ـنها بودن به استثناء ساسکه کشت. دلایل زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه چرا ساسکه زنده ماند که ایتاچی نتوانست همه مردم قومش را بکشد و یکی را زنده گزاشت و شاید بخاطر اینکه ساسکه در آینده رقیب خوبی برای او خواهد شد که ارزش کشتن را دارد.


روش مبارزه ایتاچی شاید ترسناکترین روشی است که ما تابحال دیده ایم. او هر جنبه از نینجوتسو (Ninjutsu)(Ninja Arts) – جنجوتسو(Genjutsu)(Illusion Arts) و تایجوتسو(Taijutsu)(مبارزه تن بتن) را کاملا یاد گرفته. روش مبارزه او متشکل از ترکیبی از جنجوتسو های زیادی همراه با حرکات بسیار سریع است که حتی جونین کارکشته ای همچون هاتاکه کاکاشی(Hatake Kakashi) هم بسختی می توانست تشخیص دهد. او ترسناکتر از همه شارینگان ایتاچی است که توانایی حرکت سریع همراه با پیشبینی حرکات دشمن را می دهد و فرم ترسانکتر که مانگکیو شارینگان ، تسوکیومی (Tsukiyomi)( خدای ماه خونین) نام دارد تکنیکی است که مهارش غیر ممکن است. با این تکنیک ایتاچی فرد را در بعد دیگری بدام می اندازد که توانایی انجام هر کاری را در آن بعد دارد و ترسانک ترین خصوصیت این تکنیک زمان انجامش است که 1 ثانیه در دنیای واقعی برابر 72 ساعت در بعد تسوکیومی است. گواه اینکه این تکنیک بسیار قوی است اینکه حتی کاکاشی هم در این تکنیک گیر افتاده بود..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 3:45  توسط سعید اسدی  |